هیچ بنده ای در پی دانش جویی نعلین به پا نکرد و کفش نپوشید و جامه برتن ننمود، جز آنکه خداوند گناهانش را در همان درگاه خانه اش آمرزید . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
کل بازدیدها:----200982---
بازدید امروز: ----7-----
بازدید دیروز: ----53-----
منتظر ظهور

 
نویسنده: روح الله خراسانی کیا
شنبه 86/5/27 ساعت 12:38 عصر

علاقمندان جهت شرکت در مسابقه وبلاگ نویسی پیرامون مهدویت در قسمت نظرات ثبت نام کنند.

بنیاد فرهنگی حضرت مهدی (عج)



  • کلمات کلیدی : تقوی
  •     نظرات دیگران ( )
    نویسنده: روح الله خراسانی کیا
    جمعه 86/5/5 ساعت 3:14 صبح

    بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) در نظر دارد ماسبقه وبلاک نویسی با موضوع مهدویت در شهرستان ارومیه برگزار نماید و به نفرات برتر جوایز نفیسی اهدا خواهد شد

    همچنین این بنیاد کلاسهای ویژه آموزش وبلاک نویسی برای اعضای شرکت کننده در دروه مباحث مهدویت ترتیب داده است ، علاقمندانی که حداقل آشنایی به ویندوز و اینترنت را دارند می توانند به تالار مهدیه مراجعه و یا در همینجا در قسمت نظرات شما ثبت نام کنند.



  • کلمات کلیدی : تقوی
  •     نظرات دیگران ( )
    نویسنده: روح الله خراسانی کیا
    دوشنبه 86/5/1 ساعت 10:44 صبح

    بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
    دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
    شوقست در جدایی و جورست در نظر
    هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
    روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
    بازآ که روی در قدمانت بگستریم
    ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
    دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
    گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
    از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
    ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بلعجب
    در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم
    نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب
    نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
    از دشمنان برند شکایت به دوستان
    چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم
    ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس
    آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم



  • کلمات کلیدی : تقوی
  •     نظرات دیگران ( )
    نویسنده: روح الله خراسانی کیا
    شنبه 86/4/16 ساعت 10:22 صبح
    اسرار نام‌های حضرت زهرا علیها السلام

     
    حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
    حضرت فاطمه علیهاالسلام را نزد خدای تعالی نُه نام است: فاطمه، صدیقه، طاهره، مبارکه، زکیّه، راضیه، مرضیّه، محدّثه، و زهرا.
    پس فرمودند: آیا می‌دانی که تفسیر فاطمه چیست؟ راوی عرض کرد: مرا خبر ده ای سیّد من! فرمود: یعنی بُریده شده از بدیها... .(1)
    «بر اساس روایات، آن بانو را فاطمه نامیده‌اند زیرا: از هر بدی جداست،(2) شیعیانش را از دوزخ می‌رهاند،(3) به وسیله علم و کمال از شیر گرفته شده،(4) بدیل ندارد،(5) انسان‌ها از شناختنش عاجزند،(6) و از نام خدای فاطر گرفته است.»(7)
    علامه مجلسی می‌نویسد:
    صدّیقه به معنی معصومه و مبارکه یعنی صاحب برکت در علم و فضل و کمالات و معجزات و اولاد گرامی؛ طاهره، پاکیزه از صفات نقص؛ زکیّه، نمو کننده در کمالات و خیرات؛ راضیه، راضی به قضای الهی؛ مرضیّه، پسندیده خدا و دوستانش؛ محدّثه، آن که فرشته با او سخن می‌گوید و زهرا، نورانی به نور صوری و معنوی معنا می‌دهند.
    صدیقه به معنی معصومه و مبارکه یعنی صاحب برکت در علم و فضل و کمالات و معجزات و اولاد گرامی؛ طاهره، پاکیزه از صفات نقص؛ زکیّه، نمو کننده در کمالات و خیرات؛ راضیه، راضی به قضای الهی؛ مرضیّه، پسندیده خدا و دوستانش؛ محدّثه، آن که فرشته با او سخن می‌گوید و زهرا، نورانی به نور صوری و معنوی معنا می‌دهند.
    اَبان بن تَغلَب از حضرت صادق علیه السلام سؤال کرد: به چه سبب فاطمه را زهرا می‌نامند؟ حضرت فرمود:
    برای آن که نور فاطمه سه مرتبه در روز برای امیرالمؤمنان علیه السلام ظاهر می‌شد؛ یک مرتبه در آغاز روز، که فاطمه به نماز بامداد می‌ایستاد؛ نور سفیدی از آن خورشید فلکِ عصمت ساطع می‌گردید و در خانه‌های مدینه می‌تابید و دیوارها را سفید می‌کرد؛ آن سان که از مشاهده آن حالت تعجّب کرده و به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌شتافتند و علت آن نور را سؤال می‌کردند.
    حضرت می‌فرمود:
    به خانه دخترم فاطمه بروید تا سبب آن نور بر شما ظاهر گردد. چون به خانه آن حضرت می‌آمدند، می‌دیدند که آن حضرت در محراب عبادت نشسته به نماز مشغول است و آن نور از روی انورش ساطع است، پس می‌دانستند نوری که مشاهده کرده‌اند از وجود مقدس اوست.
    چون هنگام زوال شمس می‌شد و فاطمه علیهاالسلام مهیّای نمازمی‌گردید، نور زردی از جبینش می‌درخشید، و بر خانه‌های مدینه می‌تابید، و از آن نور در و دیوار و جامه‌ها و رنگ‌های ایشان زرد می‌شد؛ چون از سبب آن حال سؤال می‌کردند، حضرت رسول صلی الله علیه و آله آنها را به خانه فاطمه علیهاالسلام می‌فرستاد، چون به خانه آن حضرت می‌رفتند، وی را در محراب عبادت می‌یافتند که مشغول نماز است و از روی مبارکش نور زردی ساطع است، پس می‌دانستند که آنچه دیده‌اند از نور روی آن حضرت بوده است.
    ابان بن تغلب از حضرت صادق علیه السلام سؤال کرد: به چه سبب فاطمه را زهرا می‌نامند؟ حضرت فرمود:برای آن که نور فاطمه سه مرتبه در روز برای امیرالمؤمنان علیه السلام ظاهر می‌شد؛ یک مرتبه در آغاز روز، که فاطمه به نماز بامداد می‌ایستاد؛ نور سفیدی از آن خورشید فلک عصمت ساطع می‌گردید و در خانه‌های مدینه می‌تابید و دیوارها را سفید می‌کرد؛ آن سان که از مشاهده آن حالت تعجّب کرده و به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌شتافتند و علت آن نور را سؤال می‌کردند.
    چون آخر روز فرامی‌رسید و آفتاب غروب می‌کرد، از روی منوّر فاطمه علیهاالسلام نور سرخی می‌درخشید،- از فرح و شادی و شکر و نعمت الهی- پس به آن نور خانه‌های مدینه و دیوارهای آن سرخ می‌شد. مردم که از مشاهده آن حالت متعجّب می‌شدند، به خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌رسیدند و از علت آن سوال می‌نمودند. حضرت صلی الله علیه و آله ایشان را به خانه فاطمه علیهاالسلام می‌فرستاد، پس آن بانو را می‌دیدند که در محراب نماز نشسته و به تسبیح و تمجید الهی مشغول می‌باشد و از گونه‌اش نور سرخی ساطع است. پس می‌دانستند که آن چه دیده‌اند از آثار نور آن حضرت بوده و پیوسته آن نور در جبین انور فاطمه علیهاالسلام بود تا آن که امام حسین علیه السلام متولد شد و آن نور به جبین آن حضرت منتقل گردید و پیوسته آن نور با ما هست و از امامی به امام دیگر منتقل می‌شود تا روز قیامت.(8)
    همچنین از آن حضرت پرسیدند: به چه سبب حضرت فاطمه علیهاالسلام را زهرا می‌گفتند؟ فرمود:
    زیرا که حق تعالی آن حضرت را از نور عظمت خود آفرید و چون او را آفرید، آسمان‌ها و زمین از نور روی او روشن شد و دیده‌های فرشتگان را خیره گرداند، و همگی برای حق تعالی به سجده افتاده و گفتند: ای خدای ما این چه نور است؟
    فاطمه علیهاالسلام را به آن سبب زهرا نامیدند که چون در محراب خود به عبادت می‌ایستاد، نور او، اهل آسمان را روشنی می‌بخشید، چنان که ستارگان آسمان اهل زمین را روشنایی می‌دهند.
    حق تعالی به ایشان وحی کرد: نوری است که از نور خود آفریده و در آسمان ساکن گردانیده و از عظمت خود آن را خلق کرده‌ام. و او را از وجود پیغمبری از پیغمبران خود که او را بر جمیع پیغمبران برتری داده‌ام بیرون خواهم آورد، و از این نور پیشوایان دین را که قیام نمایند به امر من هدایت کنند مردم را به دین حق بیرون خواهم آورد و آنها را خلیفه‌های خود در زمین گردانم، بعد از آن که وحی من منقطع شود.(9)
    و نیز از آن حضرت روایت کرده‌اند که:
    فاطمه علیهاالسلام را به آن سبب زهرا نامیدند چرا که وقتی در محراب خود به عبادت می‌ایستاد، نور او، اهل آسمان را روشنی می‌بخشید، چنان که ستارگان آسمان اهل زمین را روشنایی می‌دهند.(10)
    از امام حسن عسکری علیه السلام سؤال کردند که چرا حضرت فاطمه را زهرا نامیدند؟ فرمود:
    از برای آن که روی آن حضرت برای امیرمؤمنان علیه السلام در آغاز روز مانند آفتاب، و در هنگام زوال چون ماه منیر می‌درخشید و نزد غروب آفتاب همانند ستاره روشن می‌شد.(11)
    در احادیث متواتر از طریق خاصّه و عامّه روایت شده است: آن حضرت را برای این فاطمه نامیده‌اند که حق تعالی او و شیعیانش را از آتش جهنم بریده است.
    همچنین در احادیث متواتر از طریق خاصّه و عامّه روایت شده است: آن حضرت را برای این فاطمه نامیده‌اند که حق تعالی او و شیعیانش را از آتش جهنم بریده است.(12)
    ابن شهر آشوب روایت کرده است که کنیه‌های آن حضرت: امّ الحسن، امّ الحسین، امّ المحسنین، امّ الائّمّة، امّ ابیه، و اسماء آن حضرت: فاطمه، بتول، سّیده، عذر، زهراء، حوراء، مبارکه، طاهره، زکیّه، مرضیّه، محّدثه، مریم، الکبری و صدیقة الکبری بود.(13)
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- 
    پی‌نوشت‌ها:
    1. علل الشرایع؛ ص178/ خصال شیخ صدوق، ص 414.
    2. علل الشرایع،1/212.
    3. معانی الاخبار؛ ص64.
    4. کشف‌الغمه؛1/463.
    5. بحارالانوار؛43/13.
    6. تفسیرفرات کوفی؛ص581.
    7. حلیةالابرار؛2/644.
    8. علل الشرایع؛180.
    9. علل الشرایع؛ص 179.
    10. معانی الاخبار؛64/علل الشرایع؛181.
    11. مناقب ابن شهر آشوب؛3/378.
    12. علل الشرایع؛179.
    13. همان .
     
    منبع:
    کتاب بوی بهشت سوخته
    برگزیده از کتاب جلاءالعیون علّامه محمّد باقر مجلسی
    اقتباس: علی لباف  ص 11 تا


  • کلمات کلیدی : تقوی
  •     نظرات دیگران ( )
    نویسنده: روح الله خراسانی کیا
    چهارشنبه 86/3/16 ساعت 10:43 صبح

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    انسان جائزالخطاست!

     

    خداوند در آیه ای که قبلاً براتون نوشته بودم ( سوره روم آیه 21 و 56 ) از مصونیت خطا چیزی نفرموده و یادآور این نکته نشده که با این مودت و رحمت فی مابین ، دیگر خطایی صورت نخواهد گرفت . پس این انتظار که همسر شما هیچ اشتباه و خطایی نخواهد کرد ، کاملاً غلط است چون ما انسانها غیر از انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام ممکن الخطا هستیم یعنی امکان دارد اشتباه کنیم . اگر دقت کنید متوجه می شوید که به جای جایز الخطا از ممکن الخطا استفاده کردم . جایز الخطا غلط مصطلحی است که متاسفانه همگی از این واژه استفاده می شود . اما خدا برای انجام دادن گناه  مجوز صادر نکرده که ما بگیم انسان جایز الخطاست چون به این معنی هست که ما می تونیم هر خطایی خواستیم انجام بدیم فقط به خاطر اینکه انسان جایز الخطاست . نه ..انسان چون معصوم نیست ممکن هست خطا کنه اما جایز به خطا نیست .

    خوب .. پر واضح است راه مقابله با اشتباه ، باید کاملاً سنجیده شده  باشد و نباید عجولانه تصمیم گرفته و با تیرهای سهمگین خشم ، همسرمان – زن یا مرد – را آماج برخوردهای نامناسب قرار دهیم .

    برای اینکه خوبی ، روز به روز بیشتر شود زن و مرد باید همدیگر را دوست هم و آنهم دوست جانی بدانند و اگر همدیگر را دوست جانی تلقی کنند شامل غزل حافظ علیه الرحمه می شوند که می گوید :

    دانی که چیست دولت دیدار ، یار دیدن

    در کوی او گدایی به خسروی گزیدن

     

    از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن

    از دوستان جانی مشکل بود بریدن

     

    خواهم شدن به بوستان چون غنچه با دل تنگ

    و آنجا به نیک نامی پیراهنی دریدن

     

     

    گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن

    گه سر عشق باری از بلبلان شنیدن

     

    بوسیدن لب یار اول ز دست مگذاز

    کاخر ملول گردی از دست و لب گریزان

     

    فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل

    چون بگذریم دیگر نتوان بهم رسیدن  ( غزلیات حافظ – غزل 385 )

     

    در روایات هم در باب دوستی سخنان بسیار ارزنده و مهمی آمده است که ما به چند روایت بسنده می کنیم :

    حضرت علی امیرالمومنین علیه السلام می فرماید : خوشی زندگی برای کسی که دوستی نداشته باشد نیست . ( شرح نهج البلاغخ ابن ابی الحدید – ج 20 – ص 317 – لا عیش لمن لا رفق له )

     

    امام سجاد علیه السلام می فرماید : در وصایای خضر علیه السلام به حضرت موسی علیه السلام چنین آمده است : کسی با کسی دوستی نکرد مگر اینکه روز قیامت خدا با او دوستی کند . (هصال صدوق – ص 111 – ما رفق احد باحد فی الدنیا الا رفق الله عزوجل به یوم القیامه )

    البته منظور این روایات  دوستی به عنوان  ملاطفت و محبت آمده است و اصولاً دوستی واقعی به این است که در دل محبت کافی از دوست داشته باشی و به قول معروف مهر اودر دلت نشسته باشد .

    عایشه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که حضرت فرمود : وقتی خداوند به اهل خانه ای خیری فرماید بر آنها باب دوستی را وارد می سازد .

    ازثمره های رفاقت این است که حتی دشمنان نیز دوستدار انسان می گردند همانطور که در روایت آمده : رفق المره و سخاؤه  یحببه الی اعدائه   



  • کلمات کلیدی :
  •     نظرات دیگران ( )
    <   <<   11   12   13   14   15   >>   >

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • سال نو مبارک
    ادعایی بزرگ
    این است زندگی مقام معظم رهبری
    ازدواج حضرت علی ع و حضرت فاطمه س
    چرا به دنیا آمده ایم؟!!!
    [عناوین آرشیوشده]